استفاده‌کننده‌ی گرامی

این پایگاه اینترنتی برای گرد‌آوری اصطلاح‌های زبان فارسی و دری (فارسیِ رایج در افغانستان) بنیان‌گذاری شده است. برای هر اصطلاح:

- معنی یا معنی‌های آن و

- یک یا چند مثال داده می‌شود و

- تلاش می‌شود چگونگی پیدایش و دگرگونی آن پژوهش و ثبت شود.

شما می‌توانید

اصطلاح موردنظر خود را میان آنهایی که تاکنون وارد شده‌اند، بیابید.

برای این کار کلیدواژه (مدخل) یا یکی از واژه‌های تعیین‌کننده‌ی اصطلاح موردنظر خود را در بخش جستجو بنویسید و دستور جستجو بدهید.

اما شما می‌توانید با

- پیشنهادِ اصطلاح‌های تازه،

- پیشنهادِ تکمیل و اصلاحِ اصطلاح‌های موجود و

- نظرهای اصلاحی و تکمیلی خود

این فرهنگ را پربار‌تر و به بهتر شدن این پایگاه یاری کنید.

بهترین شیوه برای همکاری با پایگاه، نام‌نویسی در آن است .

لطفا پیش از پیشنهاد اصطلاح تازه، با استفاده از بخش جستجو مطمئن شوید که آن اصط. در فرهنگ موجود نیست.

پیشنهادهای داده‌شده پس از بررسی در فرهنگ وارد می‌شوند و در معرض استفاده‌ی همگان قرار می‌گیرند.

توضیح مثال معنی اصطلاح

با آنکه لولئین‌خانه‌ها عموما وقف بودند و آفتابه به‌رایگان دراختیار مردم قرار می‌گرفت، لولئین‌دار یعنی کسی که آفتابه‌ها را آب می‌کرد، برای آنها که   ... صد دینار و سه‌شاهی می‌دادند، دو آفتابه آب و برایشان جفت می‌کرد و جلوی آنها که پول نمی‌دادند، آفتابه‌ی سوراخ می‌گذاشت.

(تهران قدیم – جعفر شهری)

  

لولهنگ/ لولنگ/ لولهین/ لولئین به آفتابه‌ی سفالین و لولهنگ‌خانه / ... به مستراح‌های عمومی گفته می‌شده.

 

همچنین ← «کوزه‌ی کسی آب/ آبی گرفتن»‌‌‌

- دولت ایران آن وقت دماغش پرباد بود. از خودش خیلی راضی بود یعنی بی‌ادبی می‌شود لولهنگش خیلی آب می‌گرفت. کباده‌ی ملک‌الملوکی دنیا را می‌کشید.

 (علی اکبر دهخدا – چرندوپرند)

- پشت سرش می‌گفتند که پول‌هایش را از راه‌های غیرقانونی و ناباب درآورده، اما چون لولهنگش آب می‌گرفت، همه احترامش را نگاه می‌داشتند.

کنایه از اعتبار یا قدرت داشتن/ ثروتمند بودن

لولهنگ/ لولنگ کسی آب برداشتن/ گرفتن