استفاده‌کننده‌ی گرامی

این پایگاه اینترنتی برای گرد‌آوری اصطلاح‌های زبان فارسی و دری (فارسیِ رایج در افغانستان) بنیان‌گذاری شده است. برای هر اصطلاح:

- معنی یا معنی‌های آن و

- یک یا چند مثال داده می‌شود و

- تلاش می‌شود چگونگی پیدایش و دگرگونی آن پژوهش و ثبت شود.

شما می‌توانید

اصطلاح موردنظر خود را میان آنهایی که تاکنون وارد شده‌اند، بیابید.

برای این کار کلیدواژه (مدخل) یا یکی از واژه‌های تعیین‌کننده‌ی اصطلاح موردنظر خود را در بخش جستجو بنویسید و دستور جستجو بدهید.

اما شما می‌توانید با

- پیشنهادِ اصطلاح‌های تازه،

- پیشنهادِ تکمیل و اصلاحِ اصطلاح‌های موجود و

- نظرهای اصلاحی و تکمیلی خود

این فرهنگ را پربار‌تر و به بهتر شدن این پایگاه یاری کنید.

بهترین شیوه برای همکاری با پایگاه، نام‌نویسی در آن است .

لطفا پیش از پیشنهاد اصطلاح تازه، با استفاده از بخش جستجو مطمئن شوید که آن اصط. در فرهنگ موجود نیست.

پیشنهادهای داده‌شده پس از بررسی در فرهنگ وارد می‌شوند و در معرض استفاده‌ی همگان قرار می‌گیرند.

توضیح مثال معنی اصطلاح

به‌روایتی این اصط. به آئین شراب‌خواری در حضور پادشاهان ساسانی بازمی‌گردد. پیمانه‌های شراب از شاخ گاو یا بزکوهی و بدون پایه بودند به‌طوری که قرار دادن آن‌ها روی میز ممکن نبود و شراب می‌بایست به‌یک جرعه نوشیده می‌شد. هریک از حاضران پیمانه‌ای مخصوص داشت که به‌میزان توان در باده‌گساری او، خطی در داخل آن کشیده شده بوده و ساقی برای او تا همان خط شراب می‌ریخت. بعدها به‌تدریج همه‌ی پیمانه ها با هفت خط درجه‌بندی شدند ... بودند کسانی که تا هفت خط شراب می‌نوشیدند بی آنکه آثار مستی در آن‌ها ظاهر شود. این‌ها را هفت‌خط می‌نامیدند. این اصطلاح به‌مرور زمان معنی کنونی را یافته است.

- طرف از اون هفت‌خط‌های روزگار بود، باید تمام حواسم را جمع می‌کردم که سرم کلاه نگذارد.

- خود او هرگز طاقت نداشت با این دلال‌های هفت‌خط بازار حتا یک ساعت جوال برود.

(جلال آل احمد – سه‌تار)

حیله‌گر/ مکار/ حقه‌باز/ کلک‌باز بودن

هفت‌خط بودن