استفاده‌کننده‌ی گرامی

این پایگاه اینترنتی برای گرد‌آوری اصطلاح‌های زبان فارسی و دری (فارسیِ رایج در افغانستان) بنیان‌گذاری شده است. برای هر اصطلاح:

- معنی یا معنی‌های آن و

- یک یا چند مثال داده می‌شود و

- تلاش می‌شود چگونگی پیدایش و دگرگونی آن پژوهش و ثبت شود.

شما می‌توانید

اصطلاح موردنظر خود را میان آنهایی که تاکنون وارد شده‌اند، بیابید.

برای این کار کلیدواژه (مدخل) یا یکی از واژه‌های تعیین‌کننده‌ی اصطلاح موردنظر خود را در بخش جستجو بنویسید و دستور جستجو بدهید.

اما شما می‌توانید با

- پیشنهادِ اصطلاح‌های تازه،

- پیشنهادِ تکمیل و اصلاحِ اصطلاح‌های موجود و

- نظرهای اصلاحی و تکمیلی خود

این فرهنگ را پربار‌تر و به بهتر شدن این پایگاه یاری کنید.

بهترین شیوه برای همکاری با پایگاه، نام‌نویسی در آن است .

لطفا پیش از پیشنهاد اصطلاح تازه، با استفاده از بخش جستجو مطمئن شوید که آن اصط. در فرهنگ موجود نیست.

پیشنهادهای داده‌شده پس از بررسی در فرهنگ وارد می‌شوند و در معرض استفاده‌ی همگان قرار می‌گیرند.

توضیح مثال معنی اصطلاح

گویا این اصط. به داستانی از ملانصرالدین، بهاین شرح بازمیگردد: 

همسر ملانصرالدین روزی از او پرسید: بعداز مرگ چه بر سر آدم می‌آید؟ ملا گفت نمی‌دانم، اما می‌توانم به آن دنیا بروم و خبر بیاورم؛ به گورستان رفت و در گوری خالی نزدیک جاده دراز کشید، پس از مدتی به‌خواب رفت، صبح با شنیدن زنگ قاطرهای کاروانی بیدار شد و گمان کرد در دنیای دیگر است، سراسیمه از گور بیرون آمد. ساربان از ترس افسار قاطرها را رها کرد و پا به‌ فرار گذاشت. کالاها بر زمین و کاروان به‌هم ریخت. کاروان‌سالار و صاحبان کالا از ماجرا آگاه شدند و ملا را کتک زدند. ملا فرار کرد و به خانه رفت. همسرش پرسید در آن دنیا چه خبر بود؟ گفت: خبری نبود، اگر آنجا قاطر کسی را رم ندهی با تو کاری ندارند.

مردم آن سرزمین آدم‌های صلح‌طلبی هستند، قاطر کسی را رم ندهی، کسی با تو کاری ندارد، اما وای به حال کسی که پا روی دمشان بگذارد.

اگر مزاحمتی برای کسی فراهم نکنی، کسی هم مزاحم تو نخواهد شد.

اگر قاطر کسی را رم ندهی، کسی با تو کاری ندارد؛

مواظب باش قاطر کسی را رم ندهی! اگر این کار را نکنی، کسی با تو کاری ندارد.