استفاده‌کننده‌ی گرامی

این پایگاه اینترنتی برای گرد‌آوری اصطلاح‌های زبان فارسی و دری (فارسیِ رایج در افغانستان) بنیان‌گذاری شده است. برای هر اصطلاح:

- معنی یا معنی‌های آن و

- یک یا چند مثال داده می‌شود و

- تلاش می‌شود چگونگی پیدایش و دگرگونی آن پژوهش و ثبت شود.

شما می‌توانید

اصطلاح موردنظر خود را میان آنهایی که تاکنون وارد شده‌اند، بیابید.

برای این کار کلیدواژه (مدخل) یا یکی از واژه‌های تعیین‌کننده‌ی اصطلاح موردنظر خود را در بخش جستجو بنویسید و دستور جستجو بدهید.

اما شما می‌توانید با

- پیشنهادِ اصطلاح‌های تازه،

- پیشنهادِ تکمیل و اصلاحِ اصطلاح‌های موجود و

- نظرهای اصلاحی و تکمیلی خود

این فرهنگ را پربار‌تر و به بهتر شدن این پایگاه یاری کنید.

بهترین شیوه برای همکاری با پایگاه، نام‌نویسی در آن است .

لطفا پیش از پیشنهاد اصطلاح تازه، با استفاده از بخش جستجو مطمئن شوید که آن اصط. در فرهنگ موجود نیست.

پیشنهادهای داده‌شده پس از بررسی در فرهنگ وارد می‌شوند و در معرض استفاده‌ی همگان قرار می‌گیرند.

توضیح مثال معنی اصطلاح

لُنگ انداختن عملی است که مرشد در زورخانه کندبرای جدا کردن دو کشتی‌گیراز یکدیگر ... مرشد از جایگاه خویش لُنگی گرد کند و بر سر دو کشتی‌گیر که گرم کشتی هستند، اندازد تا آن دو به خوشی از هم جدا شوند. همچنین هنگامی که مرشد یا ورزشکار دیگری بخواهد به پهلوانی که مشغول هنرنمایی است احترام یا تواضع کند، از بیرون گود برایش لُنگ پرتاب می‌کند. توسعا: به آشتی خواندن دو خصم؛ میانجی شدن؛ واسطه‌ی ترک دشمنی شدن. در اصطلاح امروز: تسلیم شدن؛ اظهار بندگی و اطاعت.

(نقل از فرهنگ فارسی معین)

همچنین ← «سپر انداختن» 

وظیفه‌ی اخلاقی ... است که برتری عقل و علم خودمان را به سایر آفریدگان ثابت نماییم تا جلوی ما لُنگ بیندازند.

(صادق هدایت – ولنگاری)

کاکارستم که سهل بود، اگر جدش هم می‌آمد، لُنگ می‌انداخت.

(صادق هدایت – داش آکل)

تسلیم شدن در برابر کسی؛ برتری کسی را پذیرفتن؛ اظهار انقیاد کردن در برابر کسی

لُنگ انداختن [در برابر کسی]