استفاده‌کننده‌ی گرامی

این پایگاه اینترنتی برای گرد‌آوری اصطلاح‌های زبان فارسی و دری (فارسیِ رایج در افغانستان) بنیان‌گذاری شده است. برای هر اصطلاح:

- معنی یا معنی‌های آن و

- یک یا چند مثال داده می‌شود و

- تلاش می‌شود چگونگی پیدایش و دگرگونی آن پژوهش و ثبت شود.

شما می‌توانید

اصطلاح موردنظر خود را میان آنهایی که تاکنون وارد شده‌اند، بیابید.

برای این کار کلیدواژه (مدخل) یا یکی از واژه‌های تعیین‌کننده‌ی اصطلاح موردنظر خود را در بخش جستجو بنویسید و دستور جستجو بدهید.

اما شما می‌توانید با

- پیشنهادِ اصطلاح‌های تازه،

- پیشنهادِ تکمیل و اصلاحِ اصطلاح‌های موجود و

- نظرهای اصلاحی و تکمیلی خود

این فرهنگ را پربار‌تر و به بهتر شدن این پایگاه یاری کنید.

بهترین شیوه برای همکاری با پایگاه، نام‌نویسی در آن است .

لطفا پیش از پیشنهاد اصطلاح تازه، با استفاده از بخش جستجو مطمئن شوید که آن اصط. در فرهنگ موجود نیست.

پیشنهادهای داده‌شده پس از بررسی در فرهنگ وارد می‌شوند و در معرض استفاده‌ی همگان قرار می‌گیرند.

توضیح مثال معنی اصطلاح

ریشه‌ی این اصط. در حکایت زیر از دفتر چهارم مثنوی است: 

آن یکی در وقت استنجا بگفت

که مرا با بوی جنت دار جفت

گفت شخصی خوب ورد آورده‌ای، لیک سوراخ دعا گم کرده‌ای

توضیح:

شخصی به‌هنگام استنجاء (طهارت گرفتن بعد از قضای حاجت) به جای خواندن دعای ویژه‌ی این کار (خدایا کثافات جسمی را از خودم پاک کردم، بادا که پلیدی معنوی هم از من پاک گردد)، به‌اشتباه دعای شستن بینی را می‌خوانده (خدایا من بینی جسمی‌ام را می‌شویم، بادا که بینی روحی‌ام نیز پاک شود تا بوی بهشت به مشامم برسد) و دیگری به او گفت: دعا را خوب می‌‌خوانی، اما سوراخ دعا را گم کرده‌ای!

 

(برگرفته از: علی اکبر دهخدا - امثال و حکم، جلد 2)

1- گفتم حضرت آقا، مثل اینکه سوراخ دعا رو گم کردین، از من چیزی به شما نمی‌ماسه. خدا روزی شما رو جای دیگه حواله کنه.

2- تو نباید این حرف‌ها را اونجا در حضور جمع می‌زدی، به‌نظر می‌رسه که سوراخ دعا رو گم کرده باشی.

1- به راه خطا رفتن؛ اشتباه کردن؛ راه‌ ورمز موفقیت/ رسیدن به هدف را ندانستن

2- گفتن حرفی که کم‌ترین ارتباطی با موضوع گفتگو نداشته باشد

سوراخ دعا را گم کردن